img

نام: موش‌ ها و آدم هاmooshha va adamha 201x300 موش ها و آدم ها جان اشتاین بک (Of Mice and Man)

نویسنده (و مترجم): جان اشتاین بک (John Steinbeck)- ترجمه پرویز داریوش

ناشر: سازمان کتابهای جیبی

تاریخ نشر: سال ۱۳۴۵

تعداد صفحات: ۱۸۴ صفحه

حجم: ۱.۵  مگابایت

درباره کتاب،خلاصه داستان،درباره نویسنده در ادامه مطلب

cketab4 موش ها و آدم ها جان اشتاین بکدانلود از لینک مستقیم

درباره کتاب،خلاصه داستان و درباره نویسنده:

از مقدمه کتاب:

جان استاین بک در بیست و هفتم فوریه ۱۹۰۲ در کالیفرنی (آمریکا) به دنیا آمده است. پدر وی خزانه دار بخشداری و مادرش آموزشگار بود. وی هنگامی که به مدرسه می رفت گاهی در کشتزارها نیز کار می کرد و به علوم دلبسته شد و در لابراتوارهای محلی کاری یافت.
جان استاین بک به سال ۱۹۱۹ وارد دانشگاه شد اما همچنان به کارکردن در روستاها رغبتی داشت. وی به سال ۱۹۲۵ بی آنکه دانشنامه‌ای دریافت کرده باشد، دانشگاه را رها کرد و به نیویورک رفت. در این شهر زمانی خبرنگاری کرد و مدتی نیز از کار بنائی و ناوه‌کشی نان می خورد. پس از دو سال به کالیفرنیا برگشت و پاسبانی خانه‌ای را پذیرفت. در این کار وقت کافی برای خواندن و نوشتن پیدا کرد. نخستین اثر چاپ شده خود را که «فنجان زرین» نام دارد در این هنگام نوشت. این کتاب به سال ۱۹۲۹ از چاپ بیرون آمد، پس از آن «چراگاههای آسمان» (۱۹۳۲) – «به خدائی ناشناس» (۱۹۳۳) – «تورتیلافلت» (۱۹۳۵) – « در نبردی مشکوک» (۱۹۳۶) – «گیتی مقدسه عذرا» (۱۹۳۶) – «موشها و آدم ها» (۱۹۳۷) – «کره اسب کهر» (۱۹۳۷) – «خون نیرومندی دارند» (۱۹۳۸) از وی چاپ شد. در سال ۱۹۳۷ به اروپا رفت و کشورهای اسکاندیناوی و شوروی را دیدن کرد. پس از بازگشت وی نخستین مجموعه داستان های کوتاهش به نام «دره دراز» (۱۹۳۸) چاپ شد. پس از آن «خوشه های خشم» (۱۹۳۹) – «دهکده از یاد رفته» (۱۹۴۱) – «دریای کورتز» (۱۹۴۱) – « ماه پنهانست» (۱۹۴۲) – «بمب‌ها را بیفکنید» (۱۹۴۲) و داستان کوتاهی بنام «چگونه ادیت مک گیلکدی با رابرت لوی استونس دیدار کرد» (۱۹۴۳) از او به چاپ رسید. در تابستان ۱۹۴۳ به خبرنگاری روزنامه «هرالد تریبون» نیویورک عازم انگلستان و صحنه های جنگ مدیترانه شد. در پایان همان سال به آمریکا بازگشت و «راسته کنسروسازی» را در سال بعد نوشت و در سال ۱۹۴۵ چاپ کرد، در سال ۱۹۴۷ «اتوبوس راه را گم کرده» و نیز « مروارید » را نوشت. در تابستان سال ۱۹۴۷ سفری به شوروی کرد و آنچه را دیده بود در کتابی به چاپ رساند.
وی نامزد جایزه نوبل است.
«موشها و آدمها» نخستین پیروزی درخشان استاین بک بود. روی آوردن مردم به این کتاب سبب چاپ دوباره کارهای پیشین این نویسنده شد. استاین بک در نامه های خود به دوستانش نوشته است که با این اثر خواسته است آزمایشی کرده باشد که آیا می توان نمایشنامه ای را طوری نوشت که برای خواننده دلچسب باشد و آیا می توان داستانی را طوری نوشت که برای نمایش آن به تهیه نمایشنامه جداگانه نیازی نیفتد.
از داستان کتاب چیزی نمی گوئیم. همه آن اکنون در دسترس شماست، تنها اینرا بگوییم که استاین بک صریحا در یکی از نامه های خود می نویسد : «دلبستگی های زمینی لنی را به منظور نشان دادن دیوانگی نیاورده ام بلکه خواسته ام خواهش های نیرومند و بیان ناشونده سراسر بشریت را نمایانده باشم»
عنوان داستان از یک شعر معروف «رابرت پرنز» شاعر نامی انگلیسی گرفته شده است که می گوید : چه بسیار نقشه های موشها و آدمها که نقش بر آب است.