نام: نگاهی به تاریخ جهانNehro Negahi Be Tarikhe Jahan 1 Page 001 195x300 نگاهی به تاریخ جهان   جواهر لعل نهرو   سه جلد (Glimpses of World History)

نویسنده (و مترجم): جواهر لعل نهرو (Jawaharlal Nehru)- ترجمه محمود تفضلی

موضوع: تاریخ جهان – تمدن – تاریخ -ادبیات نوجوانان

ناشر: انتشارات امیرکبیر

تاریخ نشر: سال ۱۳۸۶– چاپ سیزدهم

تعداد صفحات: جمعا ۱۹۰۴ صفحه

حجم: جمعا ۳۲ مگابایت

قیمت پشت جلد: ۱۵ هزار تومان

قیمت روز: ۳۵ هزار تومان

درباره نویسنده،گزیده‌هایی از متن کتاب،فهرست کتاب در ادامه مطلب

 دانلود از لینک مستقیم

جمعا ۱۹۰۴ صفحه – ۳۲ مگابایت

***

جلد اول – ۶۵۹ صفحه – ۱۱.۸ مگابایت

جلد دوم – ۶۵۳ صفحه – ۱۱ مگابایت

جلد سوم – ۵۹۲ صفحه – ۹.۲ مگابایت

 

 

 درباره نویسنده:

جواهر لعل نهرو از رهبران جنبش استقلال هند و کنگره ملی هند بود. او که به عنوان اولین نخست‌وزیر هند پس از اعلام استقلال در ۱۵ اوت ۱۹۴۷ انتخاب شد، «پاندیت» (معلم) هم خوانده می‌شد.

نام خاندان نهرو در تاریخ رفع وابستگی و تلاش برای استقلال هند برجستگی فراوانی دارد.

تا پیش از استقلال هند، نهرو مدت ۱۰ سال از عمرش را (به گونه‌ای نامنظم) درزندان‌های استعماری گذراند. پس از نخست وزیری او با کمک افراد میهن دوستی چون سردار پاتل و دکتر آمبدکار توانست قوانین جدیدی را برای ساختاردهی مجدد به جامعهٔ هند تصویب کند که مهم‌ترین آن‌ها لغو نظام کاست بود. نهرو همراه با احمد سوکارنو، مارشال تیتو و جمال عبدالناصر از پایه گذاران جنبش عدم تعهد به شمار می‌ رود.

جواهر لعل نهرو، حقوقدان زندانی راه استقلال هند و اولین نخست‌وزیر این کشور پس از رهایی از استعمار از بنیانگذاران جنبش عدم تعهد بود که آموزه‌های فکری وی تأثیر بسزایی در تعیین معیارهای عضویت در این نهاد داشته است.

اصطلاح عدم تعهد اولین بار در یک سخنرانی وی در کلمبو در آوریل سال ۱۹۵۴ مطرح شد. نهرو پس از کامیابی‌هایش در زدودن استعمار از شبه‌قاره هند و لغو نظام کاست در این کشور به تلاش برای مبارزه با آثار و بقایای سیاسی و اقتصادی نظام سلطه در عرصه جهانی پرداخت.

به این ترتیب نام نهرو همواره یادآور تلاش‌هایی است که به خواسته سلطه‌گریزی ملل جهان‌سوم و در حال توسعه، جامه عمل پوشاند.

گزیده‌هایی از متن کتاب:

در زندان عادت غریبی پیدا کرده ام ،یکی از آنها این است که عادت کرده ام صبح ها خیلی زود حتی زودتر از سپیده بیدار شوم.این عادت از تابستان گذشته برایم پیدا شد زیرا خوشم می آمد که دمیدن سپیده را تماشا کنم و ببینم چگونه سپیدی صبح به تدریج ستاره ها را از میان می برد و خاموش می سازد.
آیا هرگز مهتاب پیش از سپیده صبح را دیده ای که چگونه نور آن آهسته آهسته به روشنایی روز مبدل می شود؟من اغلب این کشاکش و مبارزه میان مهتاب و سپیده را تماشا کرده ام که همیشه در آن سپیده پیروز می گردد.در آن روشنایی نیمرنگ و شگفت انگیز صبحگاهی ،وقتی می رسد که در مدت چند لحظه نمی توان تشخیص داد که آیا روشنایی و نور از آن مهتاب است یا مال روزی که فرا می رسد و بر می آید و بعد تقریبا به طور ناگهانی یقیین می کنی که نور پیروز مال روز است و ماه که در این مبارزه شکست یافته است با رنگ پریده عقب می نشیند و خود را کنار می کشد.

***

دخترم شاید بعضی حیوانات از بعضی جهات از انسان بهتر و عالی تر باشند.ممکن است این حرف ها ابلهانه به نظر برسد و حتی کسانی که اطلاعات بیشتری ندارند به آن بخندند.تو در در همین اواخر کتاب “مترلینگ” را درباره “زنبورهای عسل” و ” موریانه ها” و ” مورچه ها” خواندی و قاعدتا باید از سازمان اجتماعی این حشرات حیرت کرده باشی.
ما به حشرات به دیده حقارت می نگریم و آن ها را ناچیزترین موجودات می شماریم ولی همین موجودات کوچک ،فن تعاون و همکاری را با یکدیگر و فداکاری در راه منافع عمومی و مشترک را بهتر از انسان آموخته اند.
در یکی از کتاب های سانسکریت ما شعری هست که می توان آن را به صورت زیر ترجمه کرد.”باید فرد در راه خانواده، خانواده در راه مکتب، مکتب در راه کشور و سرانجام تمامی دنیا را در راه روح برتر فدا ساخت” عده کمی هستند که به درستی بدانند یا بگویند روح چیست؟ اما درسی که این شعر به ما می آموزد همان درس تعاون و همکاری با دیگران و فداکاری در راه هدف های بزرگ تر و خیر و مصحت عالی تر می باشد.
***
دخترم واقعا چیزی عجیبی است با وجود اینکه دائما ثروت بیشتری تولید شده است فقیران همچنان فقیر باقی مانده اند.در برخی کشورها وضع فقیران کمی بهتر شده و پیشرفت کرده است.اما در مقایسه با میزان ثروت تازه ای که در دنیا فراهم شده است این پیشرفت ها را می توان ناچیز شمرد.به آسانی می توان دید که قسمت عمده ثروت و دارایی ها کجا می رود. ثروت به دست کسانی می رود که معمولا سازمان دهنده و کارفرما هستند.می توانی ببینی که از هر محصولی که به دست می اید سهم عمده و اصلی را برای خودشان بر می دارند.
عجیب تر انکه در اجتماع طبقه ای به وجود امده که عقیده دارند خودشان نباید هیچ کاری انجام دهند و در عین حال باید از محصول کار دیگران سهم بیشتری را برداشت کنند این طبقه خود را خیلی محترم می شمارد .
ایا تعجب اور نیست که دهقانان مزرعه ها و کارگران کارخانه ها فقیر هستند در حالی که انها خوراک و ثروت دنیا را فراهم می سازند؟
ما از به دست اوردن آزادی برای کشورمان صحبت می کنیم اما اگر ازادی نتواند به این وضع اشفته و نامعقول پایان دهد چه فایده ای خواهد داشت؟
***
همانطور که هر شاگرد مدرسه ای می داند مذاهب موجب اختلافات ،تصادمات و منازعات بسیار شدید شده اند.اما بسیار جالب است که می بینیم مذاهب جهان چگونه آغاز شده اند و آنها را بایکدیگر مقایسه کنیم.
در مذاهب مختلف آنقدر چیزهای شبیه به هم فراوان هست و در تعلیمات آنها به قدری چیزهای مشابه وجود دارد که انسان به تعجب می افتد و از خود می پرسد که با وجود این همه شباهت ها و قدر مشترک ها چرا مردم انقدر ابله هستند که به خاطر جزئیات و چیزهای بی اهمیت با یکدیگر به نزاع می پردازند اما معمولا تعلیمت اولیه مذاهب تغییر یافته و چیزهای دیگری به آن اضافه شده است که شکل آنها را به کلی عوض کرده است به طوری که حتی شناختن صورت اصا آنها هم دشوار است . به جای معلمان و راهنماییان اولیه ،مردمان تنگ نظر متعصب و کوته فکر نشسته اند که نسبت به عقاید دیگران هیچگونه تحمل و بردباری ندارند.
چه بسیار مذاهب که الت دست سیاست ها شده است .
سیاست رم قدیم این بود که خرافات را میان مردم رواج دهد تا از آن بهره مند گردد به عبارت دیگر مردم را مورد بهره کشی و استعمار قرار دهد زیرا وقتی که مردم نادان و خرافاتی هستند خیلی آسان تر می توان بر آنها مسلط شد.
اشراف رومی به فلسفه می پرداختند و خود را با آن سرگرم می ساختند اما چیزی را که برای خودشان خوب می دانستند برای توده های مردم خوب نمی شمردند ، آنها اجازه نمی دادند و صلاح نمی دانستند که توده های مردم به مسائل فکری و فلسفی بپردازند.
***
سقراط فیلسوفی بود که همواره حقیقت را می جست . تنها چیزی که برای او ارزش داشت دانش و معرفت واقعی بودو درباره موضع ها و مسائل دشوار با دوستان و آشنایان به مباحثه و سوال و جواب می پرداخت به طوری که حقیقت از میان این گفتگوها و مباحثات بیرون می امد و اشکار می شد.
بدیهی است دولت ها همچنین اشخاصی را که در صدد کشف حقیقت هستند را دوست ندارند.آنها از جستجوی حقیقت خوششان نمی آید . دولت آتن سقراط را محکوم به مرگ کرد.آنها به سقراط گفتند اگر از روش خود دست بردارد او را رها خواند ساخت. اما سقراط نپذیرفت و و نوشیدن جام زهر را بر انچه که می اندیشید وظیفه اش است ترجیح داد.
سقراط در هنگام مرگ خود به آتنی ها چنین گفت:
ای آتنی ها اگر پیشنهاد می کنید که در برابر صرفنظر کردن از جستجوی حقیقت مرا ازاد می سازید می گویم از شما متشکرم اما به جای انکه به حرف شما گوش دهم از خدایی پیروی می کنم که معتقدم که مرا مامور انجام چنین وظیفه ای کرده است . تا وقتی جان در سینه دارم از این فلسفه دست نخواهم کشید.ایا شرم ندارید که دل خود را با ثروت و مقامات ظاهری مشغول داشته اید و نمی خواهید روح خود را بهتر سازید؟
من نمی دانم که مرگ چیست ممکن است چیز خوبی باشد و من از ان بیمی ندارم اما می دانم که گریختن از وظیفه ای که شخص عهده دار است چیز بدی است و من چیزی را که ممکن است خوب باشد بر انچه که مسلما می دانم بد است ترجیح می دهم.
***
دخترم معمولا دیوارها مدافعین خطرناکی هستند البته ممکن است ما را از خطرات خارجی و از تجاوز عناصر ناخوانده محفوظ دارند اما در عین حال خود این دیوارها ما را به صورت یک زندانی اسیر در می آورند .
اغلب انچه که به اصطلاح پاکی مصونیت و امنیت از تجاوز خارجی نامیده می شود به قیمت از دست دادن آزادی حفظ می گردد.
هولناک ترین دیوارها آنهایی هستند که در ذهن و فکر ما به وجود می آیند و سبب می شوند که حتی یک سنت خطرناک و بیهوده باستانی فقط به خاطر آنکه ” قدیمی و باستانی “است حفظ شود و هر چیز تازه فقط به خاطر آنکه تازه و جدید است مردود گردد.
***
کتاب های مقدس اغلب مانعی در راه پیشرفت می شوند در این کتاب ها به ما گفته می شود که دنیا در موقعی که آن کتاب ها نوشته شده اند چه صورتی داشته است و چه افکار و رسومی در آن زمان ها وجود داشته است و چون این مطالب در یک کتاب مقدس نوشته شده است هیچکس اجازه ندارد آن افکار و آن آداب و رسوم را تغییر دهد و تهدید کند.
بدین قرار هر چند که دنیا تحول عظیمی پیدا کند اجازه داده نمی شد که ما افکار و آداب خود را تغییر دهیم و با اوضاع و احوال تغییر یافته هماهنگ و متاسب سازیم .در نتیجه ما با وضع جدید ناجور می شویم . طبعا آشفتگی و ناراحتی به وجود می آید.
از این روست که بعضی ها مسیحیت را متهم می سازند و موجب به وجود آمدن دوران تاریک در اروپا می دانند.
***
من بارها از آسیا و اروپا صحبت کرده ام و می کنم اما این ها جز اسامی و اصطلاحات جغرافیایی چیزی بیش نیستند . مسائلی که در برابر ما مطرح است مسائل مربوط به اسیا و اروپا نیست بلکه مسائلی است که به کل جهان و جامعه بشری مربوط است.حل این مسائل به معنی آن است که فقر ،احتیاج و تیره روزی از همه جا بر افتد.ممکن است که برقراری چنین وضعی خیلی طول بکشد اما باید در هر حال همیشه این هدف را در نظر داشته باشیم و چیزی کمتر از آن نخواهیم فقط در چنین صورتی است که فرهنگ و تمدنی بر اساس برابری خواهیم داشت و دیگر هیچ کشور و هیچ طبقه ای دیگران را مورد استثمار و بهره کشی قرار نخواهد داد.یک چنین اجتماعی آفریننده و خلاق و مثبت خواهد بود و خود را با موقعیت ها و مقتضیات متغییر و مختلف منطبق خواهد ساخت و بنیان خویش را برهمکاری اعضای خود استوار خواهد کرد.عاقبت باید چنین اجتماعی در سراسر جهان بسط و گسترش یابد.
***
دوران جنگ های صلیبی در اروپا دوران رواج اعتقاد و ایمان و تمایلات مذهبی بود و مردم می کوشیدند که از دشواری و ناگواری زندگی روزانه اشان به دامان این اعتقادات و امید های مذهبی پناهنده شوند . در آن دوران علوم رواج نداشت دانش و آموزش و سواد بسیار محدود بود زیرا اعتقادات مذهبی با علم و دانش زیاد سازگاری ندارند . علم و دانش مردم را به تفکر وادار می سازند در صورتی که تردید سوال و پرس و جو برای اعتقادات مذهبی همراهان خوب و مناسبی نیستند . راه علم راه تحقیق و تردید و آزمایش است که با راه اعتقاد و ایمان که قبول بی چون و چرا است منافات دارد.

فهرست:

[nggallery id=27]