نام: نیمه تاریک ماه : داستانهای کوتاهNimeye Tarike Mah Page 001 200x300 نیمه تاریک ماه : داستانهای کوتاه   هوشنگ گلشیری

نویسنده: هوشنگ گلشیری

ناشر: انتشارات نیلوفر

تاریخ نشر: بهار ۱۳۸۰ – چاپ اول

تعداد صفحات: ۵۶۵ صفحه

حجم: ۵.۹ مگابایت

درباره کتاب،درباره نویسنده (لیست آثار و افتخارات)،فهرست داستان‌های کتاب،گزیده‌هایی از کتاب،یادداشتی درباره کتاب در ادامه مطلب

cketab41 نیمه تاریک ماه : داستانهای کوتاه   هوشنگ گلشیریدانلود از لینک مستقیم

درباره کتاب:

نیمه تاریک ماه مجموعه داستانی است اثر هوشنگ گلشیری نویسنده معاصر ایرانی. وی این اثر را حاصل تمام زحمات خود در عرصه داستان کوتاه می‌داند.این مجموعه دربرگیرنده گزیده‌ای از تمام داستان‌های اوست که از سال ۱۳۳۹ تا ۱۳۷۷ به نگارش درآمده. این مجموعه ابتدا قرار بوده در هنگام حیات او و به صورت مجلدهای جداگانه، داستان کوتاه، رمان و نقد منتشر شود ولی متاسفانه با توجه به مرگ نویسنده این اتفاق میسر نمی‌شود. فرزانه طاهری، همسر هوشنگ گلشیری، در سال ۱۳۸۰ و با کمک و همیاری سیروس طاهباز توانست این مجموعه‌ی غنی را گردآوری کند. او در مقدمه این چاپ ازسختی‌های امانت‌داری در انتشار داستان‌ها نوشته. داستان‌های این مجموعه به ترتیب تاریخ نوشتار مرتب شده‌اند، به طوری که داستان «چنار» که نخستین داستان این مجموعه به شمار می‌رود اولین بار در سال ۱۳۳۹ و در مجله پیام نوین منتشر شده و داستان «زندانی باغان» به تاریخ مهر ماه ۱۳۷۷ آخرین داستان این مجلد را شامل می‌شود.

در مقدمه مفصلی که ابتدای کتاب آمده، نویسنده به بررسی دوره‌های مختلف داستان‌نویسی و عقایدی که در دوران مختلف داشته پرداخته. دوره‌ی اول، دوره‌ی انجمن ادبی صائب دوره‌ی دوم، اصحاب جُنگ دوره‌ی سوم از سال‌های ۵۳ تا ۵۶ دوره‌ی کانون، از ۵۶ تا ۵۷ دوره‌ی سوم جُنگ اصفهان، از ۵۷ تا ۵۸ دوره‌ی کانون، از ۵۹ تا ۶۱ دوره‌ی پنجشنبه‌ها، از اواسط ۶۲ تا اواخر ۶۷ او در ادامه می‌نویسد که: «غرض از آنچه رفت نه بث‌الشکری که حسب حالی بود به خلاصه‌ترین شکل تا ادای دینی کرده باشیم به عزیزانی که ما را تاب آوردند، از برادرم احمد تا حال که باز نقشی دیگر بخواهیم بزنیم. می‌ماند که از ۵۸ تاکنون هیچ کار من بی‌صواب‌دید همسرم فرزانه‌ی طاهری در نیامده است و این گفته را به معنای حقیقی باید گرفت و نه اینکه او مثلاً شربتی به دستمان داده باشد و بچه‌ها را ساکت کرده باشد و یا ولگردیهامان را بخشیده باشد.»

هوشنگ گلشیری همواره به عنوان یکی از روشنفکران بزرگ معاصر به‌شمار می‌آمده و در تمام دوره‌های مختلف زندگانی‌اش دست از تلاش در راه تحقق آزادی و انسانیت دست بر نداشته است. او مشغله‌های داستان‌نویسی خود را در طول سال‌های مختلف نویسندگی‌تش به شش دسته تقسیم می‌کند: ۱٫ مشغله‌ی واقعیت و خیال ۲٫ مشغله‌ی سیاست ۳٫ مشغله‌ی گذشته و گذشتگان ۴٫ مشغله‌ی ابزار شناخت بودن ادبیات ۵٫ مشغله‌ی زبان ۶٫ مشغله‌ی ساختار داستان

درباره نویسنده (لیست آثار و افتخارات):

هوشنگ گلشیری (۱۳۱۶ در اصفهان – ۱۶ خرداد ۱۳۷۹ در تهران) نویسنده معاصر ایرانی و سردبیر مجله کارنامه بود. وی را بعد از صادق هدایت، تأثیرگذارترین داستان‌نویس ایرانی دانسته‌اند. او با نگارش رمان کوتاه شازده احتجاب در اواخر دهه چهل خورشیدی به شهرت فراوانی رسید. این کتاب را یکی از قوی‌ترین داستان‌های ایرانی خوانده‌اند. وی با تشکیل جلسات هفتگی داستان‌خوانی و نقد داستان از سال ۱۳۶۲ تا پایان عمر خود نسلی از نویسندگان را پرورش داد که در دهه هفتاد خورشیدی به شهرت رسیدند. او همچنین عضو و یکی از موسسان کانون نویسندگان ایران و از بنیانگذاران حلقه ادبی جُنگ اصفهان بود. پس از درگذشت وی، بنیاد هوشنگ گلشیری برای ادامه تلاش‌های او و حمایت از فعالیت‌های ادبی تشکیل گردید و جایزه هوشنگ گلشیری را برای اهدا به آثار منتخب ادبیات فارسی برقرار کرد.

جوایز و افتخارات:
جایزه صلح اریش ماریا رمارک در سال ۱۳۷۸
جایزه لیلیان هلمن/دشیل همت در سال ۱۳۷۶

آثار :
مجموعه‌های داستان‌های کوتاه:
مثل همیشه (۱۳۴۷)
نمازخانه کوچک من (۱۳۵۴)
جُبّه‌خانه (۱۳۶۲)
پنج گنج (۱۳۶۸)
دست تاریک دست روشن (۱۳۷۴)
نیمه تاریک ماه (برگزیده آثار- کتاب اول ۱۳۸۰)
داستان‌های بلند:
شاه سیاه‌پوشان
حدیث ماهیگیر و دیو (۱۳۶۳)
رمان‌ها:
شازده احتجاب (۱۳۴۸)
کریستین و کید (۱۳۵۰)
بره گمشده راعی (۱۳۵۶)
معصوم پنجم یا حدیث مرده بر دار کردن آن سوار که خواهد آمد (۱۳۵۸)
در ولایت هوا، تفننی در طنز (۱۳۷۰، در سوئد).
آینه‌های دردار (۱۳۷۰)
جِن‌نامه (۱۳۷۶، نشر باران، سوئد)
فیلم نامه:
دوازده رخ (۱۳۶۷، انتشارات نیلوفر)
آثار غیرداستانی:
۱۳۶۱ – ویرایش گلستان سعدی نسخه تصحیح شده محمدعلی فروغی.
۱۳۷۸ – باغ در باغ مجموعه مقالات
۱۳۷۴ – در ستایش شعر سکوت، (دو مقالهُ بلند در بارهُ شعر).
۱۳۷۶ – جدال نقش با نقاش، بررسی آثار سیمین دانشور (از آتش خاموش تا سووشون)

 

فهرست داستان‌ها:

«عکس از فهرست»

چنار؛ دهلیز؛ ملخ؛ پرنده فقط یک پرنده بود؛ شب شک؛ مثل همیشه؛ دخمه‌ای برای سمور آبی؛ عیادت؛ پشت ساقه‌های نازک تجیر؛ یک داستان خوب اجتماعی؛ مردی با کراوات سرخ؛ عکسی برای قاب عکس خالی من؛ معصوم اول؛ معصوم سوم؛ هردو روی یک سکه؛ گرگ؛ عروسک چینی من؛ نمازخانهُ کوچک من؛ بختک؛ به خدا من فاحشه نیستم؛ سبز مثل طوطی، سیاه مثل کلاغ؛ فتحنامهُ مغان؛ میر نوروزی ما؛ نیروانای من؛ نقشبندان؛ شرحی بر قصیدهُ جملیه؛ خانه روشنان؛ دست تاریک، دست روشن؛ نقاش باغانی؛  انفجار بزرگ، حریف شبهای تار؛ گنجنامه؛ زیر درخت لیل؛ بانویی و آنه و من؛ آتش زردشت؛ زندانی باغان.

 

گزیده‌ای از کتاب:

«قسمتی از داستان چنار»

 

نزدیکی های غروب بود که مردی از یکی از چنارهای خیابان بالا می‌رفت. دو دستش را به آرامی‌ به گره‌های درخت بند می‌کرد و پاهایش را دور چنار چنبره می‌زد و از تنه خشک و پوسیده چنار بالا می‌خزید‌. پشت خشتک او دو وصله ناهم‌رنگ دهن‌کجی می‌کردند و ته یک لنگه کفشش هم پاره بود.

مردم که به مغازه‌ها نگاه می‌کردند برگشتند و بالا رفتن مرد را تماشا کردند‌. زنِ جوانی که بازوهای بلوریش را بیرون انداخته بود دست پسر کوچک و تپل‌مپلش را گرفت و به تماشای مرد که داشت از چنار بالا و بالاتر می‌رفت پرداخت‌. جوان قدبلندی با دو انگشت دست راستش گره کراوتش را شل و سفت کرد و بعد به مرد خیره شد. آن‌گاه برگشت و نگاهش را روی بازو و سینه زن جوان لغزاند.

سوراخ‌های آسمان با چند تکه ابر سفید و چرک وصله پینه شده بود و نور زرد رنگِ خورشید نصفِ تنه چنار را روشن می‌کرد‌. مرد که کلاه شاپو بر سرش بود با تعجب پرسید: «برای چی بالا می‌ره؟»

مرد خپله و شکم گنده‌ای که پهلوی دستش‌ایستاده بود زیرِ لب غر زد: « نمی‌دونم. شاید دیوونه‌س.»

جوانک گفت: «نه دیوونه نیس. شاید می‌خواد خودکشی بکنه.»…

«قسمتی از داستان ؟»

این کتاب ها دیگر کهنه شده است . می دانید ، خیلی از مشتری ها کتاب ها را برای زینت می خواهند . آن ها دلشان نمی آید که یکی دیگر کتاب های عزیزشان را دست مالی کرده باشد .

یک هفته هم طول نکشید که بهش گفتم : ” دوستت دارم . ” دیگر آسان شده است ، انگار مثلا بگویی : ” لیوان آب را بده . “

در می خانه ببستند خدایا مپسند که در خانه ی تزویر و ریا بگشایند ، همیشه هم اول از همین زهرماری شروع می کنند ، بعد روزی می رسد که حتی نمی گذارند فردوسی را توی قبرستان هامان خاک کنیم .

گیرم که یکی دو کتاب فروشی را غارت کردند ، حتی ریختند و کتاب ها را وسط خیابان توده کردند و آتش زدند ، خوب ، بزنند . دوباره چاپ می کنند ، دوباره می نویسند . به دایی بچه ها می گفتیم : ” مگر می شود جلو تحول را سد کرد ، زمان را به عقب برگرداند ؟”
می گفت :” می شود ، می بینی که . ”
می گفتیم : ” بله ، در کوتاه مدت می شود ، اما … ”
داد می زد که : ” آخر تحول هم اسباب و ابزار می خواهد ، دانش می خواهد . وقتی این ها را از بین ببری ، به عصر حجر هم می شود برگشت . “

 تاریخ اصلا زباله دانی ندارد . هیچ چیز را نمی شود دور ریخت .

خوبی زندگی بیشتر در این است که یک مرگی هم در انتهاش هست .

هر وقت خون و خون ریزی باشد  ، برنده کسی است که می تواند بکش.

یادداشتی بر کتاب:

یادداشتی بر کتاب «نیمه تاریک ماه»
«مجموعه داستان‌های کوتاه هوشنگ گلشیری»

درباره «نیمه تاریک ماه» بهترین توصیف همان است که نویسنده، خود، در نخستین سطر مقدمه کتابش نوشته:
«در عرصه‌ داستان کوتاه حاصل عمر
انگار همین‌هاست که در این دفتر آمده است».
این مجموعه شامل تمام داستان‌های کوتاه منتشر شده گلشیری است که از سال ۱۳۳۹ تا ۱۳۷۷به نگارش درآمده است. متأسفانه، علی‌رغم آنکه گلشیری را بعد از هدایت تأثیرگذارترین نویسنده ایران و صاحب سبک(اصفهان)دانسته‌اند، شمار زیادی از نویسندگان جوان و خوانندگان جدّی ادبیات داستانی آن طور که باید به این مجموعه ارزشمند التفات ندارند. حال آنکه، این مجموعه می‌تواند به عنوان یکی از نخستین تجربیات داستان کوتاه مدرن به زبان فارسی و به دلیل استفاده از تکنیک‌های مختلف داستانی و مضامینی که هنوز هم تأمل‌برانگیزند، به صورت یک کتاب آموزشی مورد توجّه قرار گیرد. صرف نظر از بی‌مهری برخی بزرگان به این نویسنده، شاید بتوان علّت اصلی غفلت جوانان را متن پیچیده، نثر سنگین و محتوای چند لایه داستان ها دانست. ویژگی‌هایی که باعث سخت‌خوان شدن آنها گردیده، تنها مخاطبان خاص و پرحوصله را به خود جذب می‌کند. به هر حال، گمان نمی‌کنم این، دلیل موجهی برای علاقمندان باشد که خود را از مطالعه داستان‌های گلشیری محروم سازند. داستان‌هایی که تأمل در محتوا و تعمق در تکنیک‌های آنها می‌تواند ایشان را دست‌کم در آموختن شیوه‌های نوین داستان‌نویسی، گونه‌های داستان مدرن، زوایای دید مختلف و… یاری رساند.
در مقدمه دلچسبی که در ابتدای کتاب آمده، گلشیری ضمن بررسی دوره‌های مختلف داستان‌نویسی و عقاید دوران مختلف زندگی‌اش،‌ مشغله‌های داستان‌نویسی‌اش را در طول سال‌های مختلف در شش دسته عنوان نموده: مشغله واقعیت و خیال، سیاست، گذشتگان، ابزار شناخت بودن ادبیات، مشغله زبان و ساختار داستان.
از این موارد، چهار مورد اوّل، در محتوا و دو مورد دوم، در فرم داستان‌ها نمود پیدا کرده است. مفاهیم مطرح شده در داستان ها عبارتند از:
– ناامیدی روشنفکران: در داستان‌هایی نظیر «شب شک»، «یک داستان خوب اجتماعی»و … . گلشیری زمانی به نویسندگی روی آورد که کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ اتفاق افتاده بود. ناامیدی شخصیت‌های داستانی او در این سری از داستان‌ها، از وجود واخورده خودش و هم از ناامیدی مردم نشأت گرفته‌ است.
با آشنایی گلشیری با ترجمه‌های ابوالحسن نجفی و رمان نو فرانسه، تلاش او به ارجاع خواننده به «لایه‌های زیرین داستان»جلب گردید. او در این سری از داستان‌ها، می‌خواست با کشف «دیگری» به شناخت برسد. در این داستان‌ها فضای یأس‌آلود و مشکوکی به تصویر کشیده شده که در‌ آن نوعی بدبینی عمیق ملاحظه می‌شود. این بدبینی‌ها بسیار شبیه به بدبینی‌های «صادق هدایت» است و خبر از درون آشفته و مأیوس او می‌دهد.
– داستان‌هایی با مفاهیم اجتماعی و سیاسی: در داستان‌هایی نظیر «انفجار بزرگ»،‌ «عروسک چینی من» و … نویسنده موانع اجتماعی دهه پنجاه را به تصویر کشیده و به مکاشفه خود از راه دیگری پرداخته است.
داستان‌های مذکور به همراه معصوم اوّل و دوم، گویای مخالفت صریح نویسنده با دستگاه‌های ایدئولوژیک و غیرایدئولوژیک حاکم است. نیشتر قلم او متوجّه عقاید منحط در جامعه ایران است. این انتقادات در متن داستان‌ها و حتّی به صورت جنبی مطرح می‌شوند و نه به صورت نقطه ثقل داستان‌ها.
– مبارزه با خرافات: داستان‌ معصوم اوّل از این گروه است.
– داستان‌هایی با مفهوم «انتقاد از جامعه روشنفکری» یا «مرگ و زندگی روشنفکران»:در این سری از داستان‌ها، گلشیری به انتقاد از روشنفکرانی می‌پردازد که دچار سرخوردگی شده، جذب لذّت‌های سطحی و مبتذل شده‌اند. بهترین نمونه «به خدا من فاحشه نیستم» است که با طنزی نیش‌دار و تلخ روشنفکران را با زنان بدکاره مقایسه کرده، آنها را در یک سطح، بلکه نازل‌تر دانسته‌تر است. در داستان «شرحی بر قصیده جملیه» ضمن اشاره به افرادی که از اعتقادات مردم سوء استفاده می‌کنند، آن دسته از روشنفکران سطحی را که با ندانم‌کاری‌هایشان جامعه را به اضمحلال کشانده‌اند، به باد انتقاد گرفته است. نویسنده در داستان «سبز مثل طوطی و سیاه مثل کلاغ» ساده‌لوحی و خوش‌باوری مردم را به تمسخر گرفته. «فتح‌نامه مغان» نیز از این گروه است. در داستان‌هایی نظیر «خانه‌روشنان»، «نقّاش باغانی»، «گنج‌نامه» و … وضعیت اندوه بار و انزوای هنرمندان از جمله نویسندگان و نقّاشان تشریح گردیده است.
– داستان‌هایی با مفاهیم مربوط به مدرنیته و سنّت: در این سری از داستان‌ها نویسنده تلاقی مدرنیته با سنّت را مطرح می‌کند و به نقد مدرنیته می‌پردازد.در داستان‌های «پرنده‌، فقط یک پرنده بود»، «ملخ»، «دست تاریک،‌دست روشن» و… این مفاهیم وجوددارد.
از نظر فرم، بخش اعظم داستان‌ها دارای ژانر «واقع‌گرای مدرن»(عیادت، عروسک چینی من، …)، تعدادی داستان‌ها به صورت تمثیل(سبز مثل طوطی سیاه مثل کلاغ، زندانی باغان، …)، وهمی(حریف شب‌های تار)، سوررئال(دخمه‌ای برای سمور آبی)، شگفت(خانه‌روشنان، دست تاریک دست روشن، … )، روایت‌نامه‌ای(زندانی باغان، معصوم اول)، داستان – خاطره(زیر درخت لیل، نقاش باغانی، …) و گزارش اداری(مردی با کراوات سرخ) هستند.
تجربه استفاده از انواع زوایای دید مختلف نظیر اول شخص مفرد و جمع(شب شک، خانه‌روشنان)، سوم‌شخص محدود به ذهن(مثل همیشه)، تک‌گویی درونی(میرنوروزی ما)، تک‌گویی نمایشی(هر دو روی سکه)، حدیث نفس(بختک) و… را می‌توان در این مجموعه داستان مشاهده کرد
غالب داستان‌ها مثل «گرگ» پایانی باز و تعدادکمی مثل «دست تاریک دست روشن» پایانی بسته دارند. بیشتر داستان‌ها( چنار، دهلیز،فتح نامه مغان و…) دارای پایانی بدبینانه و منفی و تعداد اندکی از داستان‌ها(پرنده فقط یک پرنده بود، دست تاریک دست روشن، انفجاربزرگ و…) پایانی خوش‌بینانه اما در مجموع محتوایی بدبینانه دارند. نویسنده یک داستان با پایان باز، از نظر فلسفی و جهان‌شناسی به این مسأله اذعان می‌کند که تمام حقیقت را نمی‌داند. همچنین به خواننده این فرصت را می‌دهد که امکانات مختلفی برای پایان داستان پیش‌بینی و انتخاب نماید.
امّا غالب بودن پایان آخرزمانی و بدبینانه نشانگر نگاه بدبینانه نویسنده به جامعه است که شاید از تجربیات سیاسی، عقیدتی و اجتماعی تلخ او ناشی شده باشد.
از نظر شیوه روایت، تعداد داستان‌های خطی مثل «ملخ»، حدود ۱۰ داستان و داستان‌هایی که به صورت غیرخطی روایت شده‌اند مثل «دهلیز» بیش از ۲۰ داستان هستند. شیوه روایت غیرخطی از دیگر ویژگی‌های داستان مدرن است. روایت غیرخطی و بازی با زمان علاوه بر ایجاد جذّابیت در داستان باعث پیچیدگی پیرنگ داستان شده است.
اکثر شخصیت‌های داستان‌ها «تیپ» هستند و نماینده گروه یا طبقه خاصّی از جامعه. در تعداد نسبتاً خوبی از داستان‌ها مثل «میرنوروزی ما» شخصیت‌ها متحوّل می‌شوند. اما بیشتر شخصیت‌ها ایستا هستند.از نظر شخصیت‌پردازی، غالب داستان‌ها دارای شخصیت‌پردازی غیرمستقیم، دقیق و قوی هستند.
۲۵ داستان با فعل زمان گذشته و ۱۱ داستان با فعل زمان حال روایت شده‌اند. استفاده از زمان حال در داستان‌های مدرن باعث ایجاد هیجان، تحرک، باورپذیری، همدلی بیشتر خواننده با راوی و زنده بودن داستان‌ها شده است.
۲۹ داستان دارای مخاطب تلویحی و ۷ داستان دارای مخاطب خاص هستند. انتخاب مخاطب خاص(ناصر) مثلا در «زندانی باغان» علاوه بر جذّابیت بیشتر متن، بیانگرچرایی روایت داستان را نیز شده است.
بیش از۳۰ داستان مثل «دهلیز» دارای راوی قابل اعتماد و تعدادی داستان مثل «بختک» راوی غیر قابل اعتماد دارند. انتخاب راوی غیرقابل اعتماد در داستان‌هایی که بار روانشناسی داشته‌اند، نظیر «دخمه‌ای برای سمور آبی» علاوه بر ایجاد ابهام و لذّت بخشی، باعث تحریک قدرت تعقل خواننده و گاه مطرح نمودن پرسش‌هایی فلسفی و جهان‌شناسی شده‌اند.
بررسی تقابل‌های یک متن، یکی از کلیدهای اصلی نقد ساختاری است. چرا که کشف این تقابل‌ها باعث دریافت محتوای اصلی متن و محورهای مورد نظر نویسنده می‌شود. اصلی ترین تقابل‌ها عبارتند از مرد – زن، مردم- قدرت، مرگ – زندگی،آزادی – خفقان، فقر – ثروت، امید – ناامیدی،روشنفکر سطحی – روشنفکر عمیق، عین – ذهن و شک – یقین.
در داستا‌ن‌های گلشیری کمتر به مشکلات طبقات پایین جامعه پرداخته شده و بیشتر توجّه او و حتّی مخاطب داستان‌های او طبقه روشنفکر و هنرمند است. نحوه انتخاب و پردازش فرم‌ها نشان از آگاهی نویسنده به داستان مدرن، احاطه به نظریه‌های مختلف ادبی و تبلور اندیشه‌های جدید در آثارش دارد. در نهایت، نگارنده مطالعه و تعمق در داستان های کوتاه این مجموعه را برای خوانندگان جدی ادبیات و داستان نویسان جوانی که علاوه بر لذت داستان‌خوانی در جست و جوی مصادیق عینی تکنیک های داستانی هستند، توصیه می کند.

نوشته : مرجان جامی (وبلاگ)

منبع: ادبیات ما